لطفا با ارسال پیشنهادات و انتقادات خود، ما را در بهبود و ارتقاء ابرسلامت یاری نمائید.

به بهترین پیشنهادات یک عدد ربع سکه جایزه داده خواهد شد.

وقتی از موضوعی ناراحت هستید، چه واکنش هایی از طرف مقابلتان، شما را بیشتر عصبانی می کند؟

وقتی از موضوعی ناراحت هستید، چه واکنش هایی از طرف مقابلتان، شما را بیشتر عصبانی می کند؟

فرض کنید سر کار هستید. کارفرما از شما می خواهد افزون بر کار همیشگی، کار دیگری برای او انجام دهید و آن را تا پایان وقت اداری تحویل دهید، اما به خاطر پیش آمدن یک رشته کارهای ضروری، انجام این کار را کاملاً فراموش می کنید. درست در لحظه ای که آماده رفتن به خانه هستید، رئیستان فرا می رسد و کار را از شما می خواهد و شما با دست پاچگی می کوشید تا مشغله امروز را برایش توضیح دهید، ولی او سخنان شما را قطع و با صدای بلند سرتان داد می کشد: «این دلایل به درد خودتان می خورد!» به محض اینکه دهان باز می کنید تا توضیح دهید، رئیستان می گوید: «بس کنید.» سپس بر می گردد و از اتاق بیرون می رود. شما هم وسایتان را جمع و دفتر را به قصد خانه ترک می کنید. سر راه دوستی را می بینید. هنوز در خیابان آشفته اید که متوجه می شوید، دارید آنچه را که بر سرتان آمده برایش تعریف می کنید.

دوست شما به هشت طریق می تواند یاری گرتان باشد. پاسخ های او را بخوانید و آن را با واکنش آنی خود تطبیق دهید. جواب ها را یادداشت کنید. واکنش غلط و صحیح مفهومی ندارد. آنچه احساس می کنید برای خودتان درست است.

1. انکار احساس: دلیلی ندارد عصبانی بشوید. این کار احمقانه است. احتمالاً خسته ای و داری همه چیز را از روال عادی خارج می کنی. لبخند بزن! وقتی لبخند می زنی، قشنگ تر می شوی!

واکنش شما: .....................................................................................................................................................................

 

2. پاسخ فیلسوفانه: ببین، زندگی همین است. همه چیز مطابق دلخواه ما نیست، شما باید یاد بگیرید که چگونه کارها را به مجرای صحیح وارد کنید. در دنیا هیچ چیز کامل نیست.

واکنش شما: .....................................................................................................................................................................

 

3. اندرز: می دانید به نظر من شما باید چکار کنید؟ فردا صبح یک راست می روید به دفتر رئیستان و می گویید من اشتباه کردم. بعد می نشینید و کاری که فراموش کرده بودید را انجام می دهید. به کارهای دیگر نپردازید. عاقل باشید تا شغلتان را از دست ندهید.

واکنش شما: .....................................................................................................................................................................

 

4. سؤال: دقیقاً بگو ببینم این کارهای اضطراری چه بودند که باعث شدند سفارش رئیست را فراموش کنی؟ نمی دانستید اگر این کار فوری را انجام ندهید، رئیستان عصبانی می شود؟ چرا وقتی داشتید اتاق را ترک می کردید، دوباره نرفتید توضیح دهید؟

واکنش شما: .....................................................................................................................................................................

 

5. دفاع از طرف مقابل: واکنش رئیستان را درک می کنم. احتمالاً فشارهای سختی را متحمل می شود. باز شانس آوردید که زیاد از کوره در نرفت. شاید هر کس دیگر بود بدتر از این ها برخورد می کرد.

واکنش شما: .....................................................................................................................................................................

 

6. اظهار تأسف: آه بیچاره، خیلی وحشتناک است! از این بابت واقعاً متأسفم. نزدیک است گریه ام بگیرد.

واکنش شما: .....................................................................................................................................................................

 

7. روان شناس آماتور: آیا می دانید که دلیل واقعی آشفتگی شما این است که کارفرما نقش پدر را در زندگی شما به عهده دارد و شما، از رنجاندن پدر نگران هستید و وقتی رئیستان شما را سرزنش می کند تربیت های دوران کودکی تان از مردود شدن به ذهنتان خطور می کند؟ این طور نیست؟

واکنش شما: .....................................................................................................................................................................

 

8. پاسخی از سر همدردی: آه بله خیلی سخت است، انسان جلوی چشم همه مورد حمله قرار بگیرد! بخصوص بعد از این همه فشار! واقعاً تحملش سخت است.

واکنش شما: .....................................................................................................................................................................

 

حالا واکنش های خود را نسبت به برخی از نمونه های گفتگو که از طرف دیگران ابراز شده تشخیص دهید. وقتی آشفته و عصبانی هستید یا به نوعی لطمه دیده اید، تنها چیزی که نمی خواهید بشنوید، پند و اندرز و پاسخ های فیلسوفانه و روان شناسانه و یا سایر دیدگاه های دوستتان است. این گونه برخوردها باعث می شود فقط عصبانی تر شوید. اظهار تأسف، شما را متأسف می کند. سؤال پیچ کردنتان موجب می شود حالت دفاعی به خود بگیرید و بیش از هرچیز انکار احساسات تان از جانب دیگران، شما را از کوره به در می برد. تنها واکنش در این گونه موارد این است: آه فراموشش کنید. لزومی ندارد در این باره حرف بزنیم.

اما بگذار واقعاً کسی به حرف هایت گوش فرا دهد. بگذار کسی واقعاً دردهای درونی ات را بفهمد و در مورد آنچه تو را می آزارد صحبت کند. این امر موجب می شود کم کم از آشفتگی بیرون بیایی و آرام شوی و به تدریج بتوانی مشکلاتت را حل کنی.

منبع

کتاب به بچه ها گفتن، از بچه ها شنیدن، جلد 1، نوشته آدل فابر و الین مازلیش، ترجمه فاطمه عباسی فر، نشر دایره، 1394